يكي بياد يه كمي دل بريزه زير پاي من
خيلي غريب و خسته ام يكي بشه فداي من
دوستت دارم حرفيه كه گوشمو قلقلك ميده
فقط همين دوستت دارم به زندگيم كمك ميده
شب كه ميشه گوشه ي پارك زير درختي ميمونم
صب كه ميشه پا ميشم و توكوچه آواز ميخونم
بهم مي خندن آدما ميگن صدات خيلي بده
اگر كه امتحان بدي حتما جواب تو رده
گرد و مواد نميذاره بدونم اصلا كي بودم
اين زخم و زيلي رو كي كاشت زير چشاي كبودم ؟
خونم رو يادم نمياد كجا و تو چه شهري بود
موندن من تو اون خونه مجبوري بود و قهري بود
هيچي به ميل من نبود هيشكي محبتي نداشت
مي خواستم اونجا بمونم دلم رضايتي نداشت
اومدم ازديار خود غرق شدم توي مواد
شماتتم نكن داداش شايد خدا اينو ميخواد
ميگن خداس كه بعضي رو به عرش اعلا مي بره
همون خدا يه روز مياد منو ازينجا مي بره
تا اون بياد بايد برم خودم رايه جور بسازم
يه كيف به دوش اون زنس بايد كه تندتر بگازم
افتاده بود در كف اسفالتهاي داغ
حتي كسي نبود كه گيرد ازو سراغ
بر پيكرش فكنده ردايي سفيد بود
مثل گلي كه كودكي از شاخه چيد بود
پژمرده درد ديده خميده شكسته حال
در خون تپيده مثل تذروي بريده بال
بي آنكه كس بيازرد از حال زار او
يك حمد و سوره مي شد گاهي نثار او
قاتل فرار كرده وازاو خبرنبود
از رد پاي گمشده ي او اثر نبود
اندوه و آه بود و صداهاي پول خرد
نذر ونياز و صدقه براي كسي كه مرد
اي شهر بي ترحم با ننگ آشنا
اي شهر شهر حادثه اي شهر مبتلا
شهر فساد و فاجعه شهر جهنمي
ديريست مرده در تو نشانهاي مردمي
بر چهره هاي رهگذارن مانده يك سوال
يعني كجاست آنكه تورا برد تا زوال