ما صاحب کردار و کلام نیکیم
ما پیرو پندار وپیام نیکیم
با خلق خدا بگو که ما یار خدا
دنباله رو گفته و گام نیکیم
***
اسطوره و تاریخ نمی دانم چیست؟
سنگی شده ام میخ نمی دانم چیست؟
با کهنه حکایات فریبم ندهید
اینها همه از بیخ نمی دانم چیست؟
***
هر برگ که از درختی افتاد ازوست
هر غنچه ی گل که رفت بر باد ازوست
تسلیم همیشگی فرمان وی ام
هر داد ازوست هرچه بیداد ازوست
***
آهسته بگو خدا صدا می شنود
یک یک همه گفتار تو را می شنود
با لهجه ی شیرین دعا حرف بزن
آوای تو را زهر کجا می شنود
***
یک زندگی ساده برایم بگذار
تنها دو سه سجاده برایم بگذار
باید که تمام شب مناجات کنم
من رفتنی ام جاده برایم بگذار
***
انگار که قانون خدا گم شده است
از خاطر جمع ما وفا گم شده است
کفرست وگنه زبان من لال ولی
انگار خود خود خدا گم شده است
***
شیشه است دلم وقت دعا می شکند
هنگام بیان یاخدا می شکند
هر چند درون خود نگاهش دارم
آخر به نوای ربنا می شکند
***
قد قامتمان به قامت یک کوهست
در ظاهرمان یاد خدا بشکوهست
اما چه کنیم موج تزویر و دروغ
در روح ریاپرورمان انبوهست
***رکعت رکعت خمیدی وراست شدی
کوتاه و بلند بی کم وکاست شدی
اما تو بگو برای مخلوق خدا
آنسان که خدایت از تو می خواست شدی؟