به نام خدا
صورت مسا له را پاك كنيد
كه دگر عاجزم از حل كردن
پرم از ولوله ي فكر پريش
تا كي انديشه ي مهمل كردن
زندگي مثل معمايي گنگ
مي خورد ريشه ي انديشه مان
چيستانها همگي مي جوشند
مثل خون در رگ و در ريشه مان
غرقه در موج علامات سوال
با كسان دشمن و باخود به نبرد
راز زايندگي انسان چيست ؟
آسمان را چه كسي برپا كرد؟
راه خود را به خطا مي پوييم
مي رسيم آخر هركار به هيچ
خسته در خويش فرو مي ما نيم
راه دورست وهدف پيچا پيچ
كاش در راه رسيدن به خدا
فكر بالي و پري مي كرديم
يا هما نگونه كه او از ما خواست
زندگي را سپري مي كرديم