با ياد خدا
گر شاخه هايم شكستند من در زمين ريشه دارم
ميرويم از سوي ديگر زين غم چه انديشه دارم
نستوهم و برقرارم در جاي خود استوارم
با روح وجاني بدين سان كي ترسي ازتيشه دارم؟
پرواي بشكستنم نيست انديشه ي رستنم نيست
با سنگ سازش ندارد قلبي كه از شيشه دارم
دل را زفرياد توفان هر گز هراسي نباشد
در عمق پنهان جنگل چون باغبان بيشه دارم
بر روي بال سپيده تا آسمان مي شتابم
آيين من عشق و ايثار مهر خدا پيشه دارم
مي رويم ومي خروشم هرگز نبيني خموشم
در خاك سردم نظر كن بنگر ببين ريشه دارم